تبلیغات
دفترچه خاطرات من - یه مشت حرف بی ربط از امیر!!!
دفترچه خاطرات من
بعضی از خاطرات من
به دفترچه خاطرات من خوش امدید.
وای امروز دیگه از دست امیر دیوونه شدم اومده خونمون هی میگه نه جدا آیدا رو دوست داری؟؟؟ اونم دوست داره؟؟؟  من ندیده دارم بهت میگما این مهمون 2 روزه بیاد اینجا پریده ها!!! بهش الکی دل خوش نکنی بعدا که ولت کرد رفت ضربه بخوری!!!

آقا من اصلا دلم میخواد ضربه بخورم شکست عشقی بخورم تورو سننه ، اخه به تو چه ربطی داره!!!!
هرچند از روی محبت این حرف هارو میزنه ها اما خب داره بیربط حرف میزنه اخـــــــه!!!

حالا تو این گیر و دار آیدا هم زنگ زده بعد امیر میگه بزار رو اسپیکر منم بشنوم ببینم چی میگه!!! حالا شانس اوردم که دشتیم غذا میخوردیم منم تونستم غذا رو بهونه کنم به آیدا بگم قطع کنه چون نمیتونسم بگم امیر اینجاست گیر داده بهم قطع کن که ضایع بود جلو امیر تنها تونستم همون غذا رو بهونه کنم تا تماس رو قطع کنم.

حالا این وسط آیدا هم فکر کرده که من از دستش ناراحتم!!! آخه قرار بود بیاد یاهوو اما خسته بود خوابش برده بود نتونسته بود بیاد یاهوو.

بعدش هم گوشی رو سایلنت کردم تا آیدا زنگ زد امیر نفهمه چون اینبار دیگه بهونه ای نداشتم تا بگم آیدا قطع کنه و اصلا دلم نمیخواست بیشتر از این جلو امیر با ایدا صحبت کنم از بس که این سرک میکشه تو کار من و هی نظر میده!!!!
حالا جواب آیدا رو ندادم فکر کنم اونم ناراحت شده ، هر کاری هم میکنم بهش زنگ بزنم نمیشه!!!! نمیگیره و هی میگه "اینجا شبکه بین الملل ایران است ، شماره مورد نظر شما در شبکه وجود ندارد ، لطفا شماره مورد نظر خود را تصحیح بفرمایید"!!!

حالا نمیتونم هم بهش زنگ بزنم توضیح بدم چه خبر شده

اما در آخر:
بگذار هر کسی هر چه دوست دارد بگوید....

مهم اینست که تو دردانـــــــه ی منی..
و من از تمام خوبی های دنیا فقط و فقط تو را میخواهم..!!
گر چه نه اسمت کنار اسم من..!
نه سقفت هم سقف من ...!
نه دستت در دست من است ...

مردم هرچی بگن من هنوز دوست دارم آیدا






نوع مطلب : خاطرات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 9 آبان 1392
سه شنبه 14 شهریور 1396 08:06 ق.ظ
Aw, this was an extremely good post. Taking a few minutes and actual effort to generate a good article… but what can I say… I
hesitate a whole lot and don't manage to get anything done.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


همیشه دوست داشتم که یه دفترچه خاطرات داشته باشم اما هیچ وقت فرصت و حوصلش رو نداشتم اما تصمیم گرفتم که دیگه این بار جدا شروع کنم.این جا هم به عنوان یه برگی از دفترچه خاطراتم انتخاب کردم و خاطرات و دلنوشته ها و علایقم رو مینویسم.

از دل نوشته هایم ساده نَگذر؛ به یاد داشته باش؛ این «دل نوشته» ها را؛ یک «دل»، نوشته ...!
خاطراتم را مینویسم برای اینده،اینده ای که به زودی خودش به خاطراتم تبدیل خواهد شد...!

این وبلاگ کاملا شخصی بوده و تماما خاطرات طول زندگی من هست پس به دنیای من خوش اومدین

مدیر وبلاگ : میلاد
نویسندگان
برچسبها
موزیک
  • دفترچه خاطرات من
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان : 1
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
  • تاریخ تولد وبلاگ : چهارشنبه 2 اسفند 1391
ساعت



    فرم تماس
    نام و نام خانوادگی
    آدرس ایمیل
    امکانات دیگر
کلیه حقوق این وبلاگ برای دفترچه خاطرات من محفوظ است