تبلیغات
دفترچه خاطرات من - آیدا هم به جمعمون پیوست
دفترچه خاطرات من
بعضی از خاطرات من
به دفترچه خاطرات من خوش امدید.
سلام، بالاخره بعد از یه مدت طولانــــــــــــــی برگشتم.

کلی معذرت خواهی بدهکارم هم به خودم هم به شما بابت این غیبت طولانی، که البته تقصیر خودم هم نبود چون اینترنت خونمون قطع بود.

اما در عوضش دست گر اومدم و کلی خبر وو خاطره دارم که بنویسم.

اول این که موبایلم رو گم کردم و تمام شماره ها هم همراهش گم شدن .البته خود گوشی اصلا مهم نیست و مهم شماره ها بودن که گم شدن.
شماره ایدا هم یکی از همون شماره ها بودن که خب چون حفظ نبودم شمارش رو از دست دادم اون هم که هرچی به من میخواسته زنگ بزنه با یه گوشی خاموش رو  به رو میشده ، شما خودتون حساب کنید اون بیچاره چه قدر نگران من شده که چرا گوشیم خاموشه و هیچ خبری هم ازم نیست
البته من همون روز که گوشیم گم شد توی یاهوو واسش پیام گذاشتم ولی خب تا سه روز پیام من رو نخونده بوده و اخر بعد از سه روز اومده و پیام من رو خونده و شمارش رو گذاشت تا بهش زنگ زدم و شماره جدیدم رو بهش دادم.

دیگه بقیه روز ها مثل همیشه گذشت و من هم 3 ماه دیگه امتحاناتم شروع میشه و باید درس بخونم ولی خب این مدت هرکاری کردم جز درس خوندن.درواقع تمام قرار هایی که میزارم و بیرون رفتن هام یه جوری برای از زیر درس در رفتنه اما خب دیشب به ایدا قول دادم که دیگه همه چیز رو بزارم کنار و از امروز شروع کنم جدی درس بخونم.هرچند هنوز به قولم عمل نکردم ولی خب الان توضیح میدم چراااااااااااا!!!!!

دیشب با خالم به شدت دعوام شد، البته دعوا و جر و بحث که همیشه هست خب 2 نفر با طرز فکر متفاوت ولی اینبار با بقیه خیلی فرق داشت و دعوا به شدت بالا گرفت و به امروز هم منتقل شد (من هم الان خونه همسایمون اومدم و واسه همینه که اینترنت پیدا کردم و دارم مینویسم) خلاصه اینکه قرار شده از هم جدا شیم و هرکدوم بریم یه خونه جدا بگیریم.

راستی من دوباره مثل همیشه دهنم بی موقع باز شد و کار دستم داد. دیشب ادرس این وبلاگ رو دادم به ایدا تا بیاد و بخونه، البته این که میاد و میخونه اصلا ایرادی نداره اما همیشه دلم میخواست وقتی اومد اینجا باهم بشینیم بخونیم، چون دلم میخواست عکس عمل هاش رو نسبت به نوشته هام ببینم ولی خب دیگه دلم طاقت نیاورد و ادرس رو زود تر از موعد بهش دادم. خلاصه ایکه توی نظرات ادب رو رعایت کنید خانواده اینجا رد میشه.

راستی بعد از اینکه واسه 3 روز نتونستم با ایدا تماس بگیرم و ازش بیخبر بودم بهم ثابت شد که حتی تحمل دوریش رو واسه یه روز هم ندارم و اگه روزی کم کم 1 بار صداش رو نشنوم اون روزم شب نمیشه.ایدا هم دقیقا بعد از اون 3 روز اومد یاهوو و برام یه پیام گذاشت و همین رو گفته بود ، اینقدر اون نوشته ها برام زیبا بود که هروقت دلم میگیره میخونمش.

راستی گاهی به خودم میگم چه قدر خوبه که من ایدا رو دارم که حتی شنیدن صداش ارومم میکنه چه برسه درد و دل.مثلا دیشب بعد از اون دعوای شدید که از عصبانیت حتی دستام میلرزید همین که صدای ایدا رو شنیدم و باهاش حرف زدم انگار نه انگار که همین چند لحضه پیش اونقدر عصبانی بودم.
ایدا خیلی ممنونم ازت که انقدر بهم نزدیکی اون هم از این راهه دور




نوع مطلب : خاطرات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 20 شهریور 1396 05:30 ق.ظ
اگر بخواهید معامله ای عالی از این پاراگراف بدست آورید، باید این تکنیک ها را به وبلاگ شما برسید.
یکشنبه 19 شهریور 1396 09:10 ب.ظ
با درود! توصیه های بسیار مفید در این مقاله خاص!
این تغییرات کمی است که مهمترین تغییرات را ایجاد می کند.
تشکر فراوان برای به اشتراک گذاری!
یکشنبه 19 شهریور 1396 06:34 ب.ظ
هی اونجا! من فقط می خواهم به شما یک شگفت انگیز بزرگ برای اطلاعات بزرگ شما حق داشته باشد
اینجا در این پست من به زودی به وبلاگ شما میرسم
یکشنبه 19 شهریور 1396 02:45 ب.ظ
من مطمئن هستم که این پست همه بینندگان اینترنت را لمس کرده است، واقعا
مقاله واقعا خوب در ساخت وبلاگ جدید است.
یکشنبه 19 شهریور 1396 01:49 ب.ظ
سلام من هستم، من هم از این وب سایت به طور مرتب بازدید می کنم
سایت واقعا لذت بخش است و بازدیدکنندگان واقعا به افکار خوبی برخورد می کنند.
پنجشنبه 12 مرداد 1396 09:30 ب.ظ
It's amazing to go to see this site and reading the views of all friends regarding this paragraph, while I am also zealous of getting familiarity.
جمعه 16 تیر 1396 07:06 ب.ظ
I've been surfing online more than 2 hours today,
yet I never found any interesting article like yours.
It is pretty worth enough for me. Personally, if all site owners
and bloggers made good content as you did, the net will
be much more useful than ever before.
یکشنبه 4 تیر 1396 07:47 ب.ظ
چلیپا از خود نوشتن در حالی که صدایی مناسب
در آیا نه کار درست با من پس از برخی از زمان.
جایی در سراسر پاراگراف شما
قادر به من مؤمن متاسفانه فقط برای بسیار در حالی که کوتاه.
من این کردم مشکل خود را با فراز در منطق و یک خواهد را سادگی
به کمک پر همه کسانی شکاف. در این رویداد شما
در واقع که می توانید انجام من می قطعا بود مجذوب.
سه شنبه 26 اردیبهشت 1396 05:31 ق.ظ
بسیار چلیپا از خود نوشتن در حالی که ظاهر شدن مناسب ابتدا
آیا واقعا حل و فصل بسیار خوب با من پس از برخی از
زمان. جایی درون پاراگراف شما در واقع موفق به من مؤمن متاسفانه فقط
برای while. من با این حال مشکل خود را با فراز در
منطق و یک ممکن است را خوب به پر کسانی که معافیت.
که شما که می توانید انجام من خواهد مطمئنا تا پایان در گم.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 04:43 ق.ظ
Hi to all, since I am truly keen of reading this
webpage's post to be updated daily. It carries good material.
یکشنبه 20 مهر 1393 02:41 ب.ظ
سلام میلاد ... جالبه برام . تو هم اسمت میلاد . اونروی که دوسش داری اسمش ایدا هستش .. من اسممم میلاده هستش و یکی از فامیلهامون اسمش ایداس من کلا تا الان ایدارو ندیدم الان 22 سالمه با اینکه تقریبا فامیلنزیک هسیتم . باهاش تو فیس اشنا شدم یه مدت همنتوری رفتیم جلو تو فیس پیام این ها ولی ولی ولی ولی اون یهویی قطع کردم از این موضوع خیلی نارحتم .امیدوارم با یدا خوش باشی همیشه .. مسی.به روح امام من شروع نکردم اولشاون پیام داد
میلاد

خیلی جالب هست

امیدوارم که رابطتون درست بشه دوباره ... البته این که هیچ وقت هم رو ندیدید و اینطور رابطه احساسی بینتون بر قرار شده در نوع خودش جالبه
دوشنبه 4 فروردین 1393 12:58 ق.ظ
سلام میلادجان. عیدت مبارک ایشالا که سال شادی و شانس باشه برات!
میلاد

ممنون مخمل جان همینطور برای شما ، سال پر از شادی و موفقیت
پنجشنبه 26 دی 1392 04:58 ب.ظ
چرا اینقدر دیر آپ میشی؟
میلاد

یا اینترنت نیست یا اینترنت هست وقت نیست سعی میکنم از این به بعد بیشتر بیام
جمعه 29 آذر 1392 12:21 ق.ظ
" آیدا به جمعمون پیوست " اما میلاد مثه اینکه از جمعمون کند!
کجایی تو پسر؟!
میلاد

هـــــــــــــی نبود اینترنت هم بد مرضیه
چهارشنبه 13 آذر 1392 12:44 ق.ظ
سلام رفیق دور اشنا ...
امیدوارم که خوب وسلامت با یاآیدا خانم باشی و انشالله که به زودی که به هم برسید از ته ته ته قلبم آرزوی خوشبختی شما را دارم توی این دورزمونه کم عشقی پاک و خالص پیدا میشه . حسابی توی این معبد ها بگرد و استفاده کن (به جای من ) منم یادت افتادم جامو خالی کن من که خیلی دلم میخواد هند را مخصوصا معابدش را ببینم ...گفته بودم من یه اسم دیگه دارم؟ اسم دیگه من گیتا هست پدرم این ایم را خیلی دوست داشت خدابیامرز میگفت هر جای دنیا بری این اسم رو همه میفهمند و میشناسند ... خدایی هند برای من یه مسافرت واقعا آرزویی هست که بهب دلم مانده ...
راستی از حالا هم شرط کنم عروسی منم دعوتم هر جا بگی میام اما هند یه خورده سخته !!! مراقب خودتون باشید به امید موفقیت وسلامتی ...
میلاد

خیلی ممنون گیتا خانم عروسی که حتما ولی باید یه 10-15 سالی پس صبر کنید

معابد هم که حتما جاتون رو خالی میکنم ولی آرزو میکنم خودتون یه روز بیاید و به این آرزو نه چندان محال و دور از دسترس برسید. نهایت کاری که لازمه بکنید اینه که یه ویزا بگیرید و بلیط هواپیما و یه تماس با من
دوشنبه 11 آذر 1392 02:47 ب.ظ
به قول حافظ :
رواق منظر چشم من آشیانه توست
کرم نما و فرودآ که خانه خانه توست
میلاد

ممنون مخمل جان
شنبه 9 آذر 1392 07:32 ب.ظ
سلام آقا میلاد

آپ جالبی بود...

ورود عشقتونم به دنیای مجازیتون تبریک میگم

یاعلی التماس دعا
میلاد

خیلی ممنون هلیا جان
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


همیشه دوست داشتم که یه دفترچه خاطرات داشته باشم اما هیچ وقت فرصت و حوصلش رو نداشتم اما تصمیم گرفتم که دیگه این بار جدا شروع کنم.این جا هم به عنوان یه برگی از دفترچه خاطراتم انتخاب کردم و خاطرات و دلنوشته ها و علایقم رو مینویسم.

از دل نوشته هایم ساده نَگذر؛ به یاد داشته باش؛ این «دل نوشته» ها را؛ یک «دل»، نوشته ...!
خاطراتم را مینویسم برای اینده،اینده ای که به زودی خودش به خاطراتم تبدیل خواهد شد...!

این وبلاگ کاملا شخصی بوده و تماما خاطرات طول زندگی من هست پس به دنیای من خوش اومدین

مدیر وبلاگ : میلاد
نویسندگان
برچسبها
موزیک
  • دفترچه خاطرات من
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان : 1
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
  • تاریخ تولد وبلاگ : چهارشنبه 2 اسفند 1391
ساعت



    فرم تماس
    نام و نام خانوادگی
    آدرس ایمیل
    امکانات دیگر
کلیه حقوق این وبلاگ برای دفترچه خاطرات من محفوظ است